تبليغاتX
رویش - شکیب
به دل انبوه خواهش هاست ، می دانم که میدانی

نازنينم

من و تو

راهها بگشوديم

دست در دست به عشق

وسعتي پيموديم

رگ هر ريشه كشيديم آفتاب

آفتابي به دل و ديده هم افزوديم

بدرخشم افروز

نازنينم

چشمهايم

اما

گاه دل كندن و رفتن بي تو

سفري را نگران خواهد بود

اشكهايم

پشت هر پنجره با خيره نگاه

چون ستاره به شبم خواهي بود

عابري را به سلام

به سلامت ،

ياد بر خاطر تو خواهم بود

هر گذر گاه كه ره پيمودي

ديده بر ديده من هم بگشاي

گاه گاهي به سر سفره دل با وجدان

روزي از سفره عشق و دل من هم بگشاي

نازنينم

تنها

من و تو مي مانيم

انتهاي ره اين بي پايان

سعيد رحيم زاده دهم خرداد 85 ( اشعيا )

نوشته شده توسط سعید رحیم زاده  در ساعت 18 | لینک  |