تبليغاتX
رویش -
به دل انبوه خواهش هاست ، می دانم که میدانی

روزگاری که در آن :

 حرمت عشق شکستن نیکوست  

شکسته

            ساقه گل

گسسته

            ریشه آب

میان تاریکی

شعور شعله در ما نیست

سلام پنجره

کلام یک لبخند

نسیم تازه

بروی شبنم نیست

برهنه می گویم

زبان ترسی نیست

خدا خدا چه میگویی

در این دیار نا پاکی

نیزه ئی به جان جهان ست

که آواز خدا هم زخمی ست

نوشته شده توسط سعید رحیم زاده  در ساعت 22 | لینک