87/07/16
به هم آغوشی آسمانم
باران را بر چشمهايم مهمان كن
تا تشنگي اسارت گونه ريشه ها را
به چشمه سار گيسوانت مهمان كنم
تو مرا آبي ده
تا غرور ريشه هايم
از شعور قلب تو بسوزد
و اگر كلامي از رگ ساقه شنيدي
بدان
من دستهايت را بوسيدم .
نوشته شده توسط سعید رحیم زاده در ساعت 21 | لینک
