تبليغاتX
رویش - قسمت دوم ( شب تسلیم . گیلده )
به دل انبوه خواهش هاست ، می دانم که میدانی

رويا ها

آرزو ها

در زاويه باد

كوچ كردند

تا لحظه هاي طلايي  

حقيقت ِ بودنت  را

در هم آغوشي تسليم شود

دلم نفسي تازه كرد

                    وقتي

طعم آغوشت

بر كامم نشست

لبها ، در بوسه ها چادر زدند

پرنده هاي فكر

واژه هاي خسته را خوابا نيدند

و ثانيه هاي حس لمس

وزن دوست داشتن را سنجيدند

تنها دريچه قلب بود

كه ديوارهاي سكوت را مي شكست

درشبِ  تسليم  گيلده

خاطره ايي ديگر فرود آمد .  .  .

نوشته شده توسط سعید رحیم زاده  در ساعت 22 | لینک