86/07/28
وقتی صبوری کوه
میلاد گلها را
به حافظه دریا می ریخت
من ، از عشق آمدم
از
پاره ای از خدا
ازمعرفت خاک
در این همیشه جاری ،
- که -
نگاهم
غرق در آئینه
بیدریغ
خدا را
در تو نوازش کند.
تو
قطره
قطره
از انسان
لبریزم کن .
نوشته شده توسط سعید رحیم زاده در ساعت 0 | لینک
|
