مدتي است كه توان نوشتن در من كم شده است ، نميدانم ! شايد ناتوان و درمانده هستم در اين كه روح شعر را در خود باز بتابانم . اين پست را تصميم گرفتم مطالبي كوتاه از فيلسوفان بزرگ غرب در وبلاگ بنويسم ، مطالبي كه من اخيرا بسيار درگير نوشته ها و افكار آنها شده ام . پيشنهاد ميكنم روي تك تك جمله ها دقيق شويد من خود موافق همه آنچه ميگويند نيستم ، ولي برخي از مطالب حققتا زيبا و عميق است كه به قول اسپينوزا ، تنها با مطالعه و كتاب نميتوان به حقيقت خود و ديگران پي برد ، بلكه تجربه و غوطه در انديشه خود و ديگران است كه به آدمي فرصت مي دهد كه خويشتن را كشف كند .
حيات هديه طبيعت است ، اما زندگي زيبا هديه حكمت . ( شوپنهاور )
حكومت ، لزوما شبيه افراد خود است ( اسپينوزا )
طلب حقيقت يعني عشق به آن ، درك حقيقت يعني ستايش آن ، ايمان به حقيقت يعني لذت بردن از آن ( اسپينوزا )
اگر ما چيزي را مي خواهيم ، براي آن نيست كه دليلي براي آن پيدا كرده ايم بلكه چون آن را مي خواهيم برايش دليل پيدا كرده ايم ( شوپنهاور )
هيچ كس به قدر آنكه از روي فكر كار مي كند دچار اشتباه نمي شود ( شوپنهاور)
اراده تنها عنصر ثابت و لايتغير ذهن است 0 ( شوپنهاور )
هيچ امري براي آرزو ، شومتر از تحقق آن نمي باشد (شوپنهاور )
طبيعت براي هر شخص پيمانه رنج و دردي را كه بايد طي زندگي تحمل كند تعيين كرده است ، اين پيمانه نه خالي خواهد ماند و نه سر خواهد رفت . . . ( شوپنهاور )
مرد خردمند در جستجوي لذت نيست بلكه در بند رهايي از غم است ( ارسطو )
زندگي آونگي است ميان رنج و كسالت ( شوپنهاور)
هرچه درجه هوش بيشتر شود مقداررنج فزونتر ميگردد ، نباتات حس ندارند چون هوش ندارند و چون هوش ندارند پس رنج نمي برند . اين در انسان به بالاترين درجه خود مي رسد چنانكه نوابغ بيشتر از همه رنج مي برند ( شوپنهاور )
انديشه مرگ از خود مرگ دردناكتر است (شوپنهاور)
كساني خوب زندگي ميكنند كه زندگي را خوب نمي شناسند (شوپنهاور)
خدا و خدا همين بس است . . . تنها ميگويم كه ، ترس از مرگ آغاز فلسفه و علت غايي اديان است (شوپنهاور)
عقلت را مطيع خود كن تا همه مطيع تو شوند ( شوپنهاور)
سعادت ما منوط به آنچه در سر داريم هست نه آنچه در جيب داريم (شوپنهاور)
