تبليغاتX
رویش - اسان تر از بودن
به دل انبوه خواهش هاست ، می دانم که میدانی

در مساحت چشمان تو

دریچه ای از یک خیال سبز

بسوی مبهم آسمان گشوده ام .

تو وقتی به جای شعر های من می نشینی  

کلمه ها کوچکند

کبوتر ها بی قرار .

گاهی آنقدر واقعیت داری

دستهایم هوا را در آغوش می گیرد 

من در دو قدمی تو

در زندان فراق گرفتارم .

تقدیر چیست

ای معشوقه من

میخواهم ازتو سرشار باشم

در ادامه شب  تا نمیدانم .  

نوشته شده توسط سعید رحیم زاده  در ساعت 23 | لینک  |