86/05/19
در مساحت چشمان تو
دریچه ای از یک خیال سبز
بسوی مبهم آسمان گشوده ام .
تو وقتی به جای شعر های من می نشینی
کلمه ها کوچکند
کبوتر ها بی قرار .
گاهی آنقدر واقعیت داری
دستهایم هوا را در آغوش می گیرد
من در دو قدمی تو
در زندان فراق گرفتارم .
تقدیر چیست
ای معشوقه من
میخواهم ازتو سرشار باشم
در ادامه شب تا نمیدانم .
نوشته شده توسط سعید رحیم زاده در ساعت 23 | لینک
|
