تبليغاتX
رویش - متفاوت
به دل انبوه خواهش هاست ، می دانم که میدانی

وقتي آفتاب

با دلم

همنشين مي شود

از نگاه باراني ام

انديشه سبز مي رويد .

×××

گفتي كه خاك را باروركنم !

مهرتو دردل كاشتم

بار از تو برآوردم

ريشه در خود ساختم .

×××

براي ديدن تو

رخصت از كه بخواهم

تو كه در دل مني

امان از چه بخواهم ؟

×××

شمع اگر نگريد

پروانه اگرنسوزد

كجا شود اشكار

دودمان طبيعت .

گفتي اگر بگريم

گفتم اگر بسوزي

افتاب همنشين من

باران براي تو ببارد .

نوشته شده توسط سعید رحیم زاده  در ساعت 16 | لینک