86/02/18
دايره اي به وسعت شب
فكر ميكنم
به ابتذال لحظه هايم رسيده ام . . .
و به يكباره
تهي از خودم
تهي از تو
و قامتي كه استوارم مي سازد
فرو مي ريزد .
اين ناگهاني من
اين غريبه !
بي هيچ كلامي
بدون بهانه
از چشمش افتادم
من . . .
شكست !
من در واژه سقوط كرده ام
و جذر ومد روحم
ميان رويا و واقعيت
كلماتي است كه در من غرق شده است .
نوشته شده توسط سعید رحیم زاده در ساعت 21 | لینک
