85/11/16
وجودم را حياتي هست با تو
خزانم را بهاري هست باتو
برونم از حصار گفتني ها
صداقت را قراري هست باتو
بجز منصور حلاج اين نفس را
غريو سر بداري هست باتو
ترا وش هاي پر نور غزل را
تمامي مثنوي ها هست با تو
شوم لا تا كه در الا بقا را
خدا را حكمتي هم هست با تو
مرا عشقي نفس گير است يارا
نفس را دم بدم گيراست با تو
فرو بندم لبم را تشنه لبها
دمي آتش فرو بنشان به لبها
نوشته شده توسط سعید رحیم زاده در ساعت 17 | لینک
