تبليغاتX
رویش - بانو
به دل انبوه خواهش هاست ، می دانم که میدانی

بانو ببين چگونه ،

همسان و همسكوتم .

روحم كبوترانه ،

تنهاست در وجودم .

بانو مگر نديدي ،

عشقم چه بي ريا بود .

دستم ستاره ميكاشت ،

خورشيد زشاخه مي چيد .

بودي و ماه كامل

رويايي از شقايق ،

شيواترين ترانه

بانو مگر نبودي ،

نقشي در آن به عشوه .

سر بود و گيسوانت ،

بر سخره هاي شانه

ميگفت دل به سينه ،

بانو دلم گرفته .

برگونه هاي سردم ،

اشكي دگر نشسته .

تنگ است اين غروبم ،

دروازه هاي بسته

ما را غروب ديگر ،

پشتي دگر شكسته

بانو كجايي امشب ،

شب تيره بر كشيده

سخت است بي تو بودن ،

بانو دلم گرفته .

سعيد رحيم زاده 25 مرداد 85

نوشته شده توسط سعید رحیم زاده  در ساعت 0 | لینک  |