تبليغاتX
رویش - سکوت
به دل انبوه خواهش هاست ، می دانم که میدانی

لبريزم از سكوت

پا در خيال رود

در چشم چشمه ها

زهدان دره ها

سرشار از شكوه

بر شانه هاي كوه

پر واژه از خيال

شب با زبان لال

بر باله هاي ابر

بغض نهيب نور

آيد زمانه باز

با عشق وسور ساز

شوري دگر تنم

عشقي دگر سرم

اي مهر آتشين

در من ستاره چين

خواهم كه رو كني

شب را سحر كني

با تيري از شهاب

قصدي به شب كني

من هستم اين نگر

از هر سكوت شب

يك واژه روشن است

گويي ستاره ايي

غوغاي ديگر است

سعيد رحيم زاده 30 تير 85

نوشته شده توسط سعید رحیم زاده  در ساعت 19 | لینک  |